من و تو
۱۳۸٩/٢/۱۸ :: ٩:٤٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : احمد      
۱۳۸٩/٢/۱۸ :: ٩:٠٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : احمد      

ماشین سبقت میگیره

خواننده میگه

من عاشق اینم عمری ازخدابگیرم

تابجای توبمیرم

 

راننده دنده معکوس میدهد

حواسم به همه چیزاست

میخواهم به توربطشان دهم

دنیای بزرگ بی ربطم را

کوچک میکنم انقدرکه پرازتوباشد

شایددنیاتسلیم شدوهمه چیزش را تو کرد؟

فکرمیکنم باخودم

سردرنمیاورم

از بچه زایی انسان ها, عاشق شدن ها

به خاطرعشق، نادیده گرفتن ها

عاشق بی خبرازعشق هاشدن

دل کندن از دلداده ها

تاچشم کارمیکنه جاده

 

*تکرارکلمه عزیزم

خیال چشم هایی خمار

با زیگزاگ رفتن ماشینی در روبرو معجونی از زندگی است*

 

هرکس که عشق راجدی نگرفت

پیروز شده

لالالالالالا

عشق حقیقی

شعار, بهونه ای برای کتاب نوشتن

۱۳۸٩/٢/۱٥ :: ٤:٤٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      
۱۳۸٩/٢/۱٢ :: ٦:٢۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      
۱۳۸٩/٢/۱٠ :: ٦:۱۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

درسحرگاهی که امیدم

به دستی نبود

زنی چابک ترازنسیم

بی که طلسمی داشته باشد

خیرگی نگاهم راامتداد داد

برساحل دلش نشانیدو

موج -قصه هایش را درصدف گوشم

مرواریدساخت

مراباهمه مردانگیم

فروریخت

چونان کاوه زنی

که درفش کاویانش

سیاه مرگی دلم را

خون ریخت

مریم مقدس صحن دلداگی شد

اموختم

غرق شوم بی که بترسم ازنبودش

یابمیرم ازانتظارش

 

۱۳۸٩/۱/۳۱ :: ٩:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهم

و هم حضور تورا مختصر نمی خواهم

اگرچه حرف توقف به دفتر من نیست

قبول کن که تورا رهگذر نمی خواهم

تویی که از من و پنهان من خبر داری

کسی که نیست زمن با خبر نمی خواهم

به عمر یک غزل حافظانه با من باش

فقط همین و ازین بیشتر نمی خواهم

امیدوارم نوشته های دفتر رو زودتر بدم بخونی این قدر زیاد شده که 

تایپ کردنشون سخت شده

۱۳۸٩/۱/۱٩ :: ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      
۱۳۸٩/۱/۱٧ :: ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      
۱۳۸۸/۱٢/٢٩ :: ٦:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

۱۳۸۸/۱٢/٢٩ :: ٦:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

منشور اخلاقی برام به میون می کشیعینک

این طریق راهی داره که هم قانون داره هم بی قانونه

من و تو نمی تونیم براش قانون بذاریم

اما می تونیم کشفش کنیم

خیلی ناراحت و خیلی دل گیر کننده است کاری که کردی

اما با این همه ممنون 

 

وقتی به استخوان می زنی 

چه کنم

 

 

۱۳۸۸/۱٢/٢٩ :: ٦:٠٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

 

ترانه اول

اسم سارا رو روی سر در قلبم می زنم

من به نامش همه مهرو وفامو می زنم

می شینم رو آسمون قلبمو هی با نگاش

پنبه غمهامو با یاد نگاهش می زنم

 

۱۳۸۸/۱٢/٢٤ :: ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      
درست قشنگترین لحظه ی اون روز لحظه ای بود که گل نرگس شکفت و پاشو تو این دنیای بزرگ گذشت ...حالا سالها از اون روز می گذره ...ولی گل من هنوزم زیبا ترینه ...گلگل قشنگم تولدت مبارکگل

گلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگل

قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

قشنگترین صدای زندگی صدای توست و زیباترین روز روز شکفته شدنت ...تولدت مبارک

گلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگل
قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

سارا سلامممممم
من فکر می کنم تو روز تولد دعاها مستجاب میشه ...پس دعا کن ...واسه خودت ...واسه من ...و اسه همه کسایی که می دونی احتیاج دارن ...
سارا دعا می کنم تو این روز قشنگ به تمام آروزهای قشنگت برسی ...
       گل    سارا لمس بودنت مبارکگل
لیا
۱۳۸۸/۱٢/٢۳ :: ٩:٠۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

..


happy birthday to you

 

  

 

 

0000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000
0000000777770000000777770000000
0000077777777700077777777700000
000077777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
 7777770000
تولدت مبارک00007777777

0000077777777777777777777700000
0000007777777777777777777000000
0000000077777777777777700000000
0000000000777777777770000000000
0000000000000777770000000000000

0000000000000007000000000000

تولدت مبارک

سارا ی مهربان

به امید

که با همین دوستان

100سالگیت رو جشن بگیریم



ادامه مطلب ...
۱۳۸۸/۱٢/٢۳ :: ۸:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

عزیزم تولدت مبارک امیدوارم قطار زندگیت همیشه روی ریلهای خوشبختی حرکت کند قلبقلبقلبماچماچ

۱۳۸۸/۱٢/٢٢ :: ٩:٢۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

تقدیم ساااااااااااااراماچ

ما به دنیا نمی آییم
بلکه دنیا به سوی ما می آید
به دنیا آمدن یعنی هدیه گرفتن تمام دنیا
و تو تمام دنیاییبغل

 

دستدست
آهجوووووووووووووون تفلتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتهورادلقک
بغلسارا دوسیت دالمبغلبغلبغل

 

زی زی

۱۳۸۸/۱٢/٢٢ :: ٩:٢٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!


سارای عزیزم تولدت مبارک....امیدوارم که همیشه شاد و زیباباشی 
                                    
                 با آرزوی بهترین ها برای تو عزیز
گلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگلگل

نفس

۱۳۸۸/۱٢/٢٢ :: ٩:۱٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

روزتولدتوستاره هادمیدند

پرستوهای عاشق به خونشون رسیدند

روزتولدتوبخت من ازراه رسید

نیمه جونی،جون گرفت تشنه به دریارسید

تکرارحرفهای منی مثل سرودزندگی

عشقت شده برای من بودونبودزندگی

تولدت مبارک 


سارا جان تولدتون مبارک. گلگلبازندهگلقلبقلب

پروانه

۱۳۸۸/۱٢/۱۸ :: ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : من و تو      

و در این آسمان که سخت هم نیست ستارگانی چشمک زن به دیدار ماه می آیند که در مهمانی خورشید ، نسیم عشق را به تمام کرات پخش کنند . قلب
عشقی که در راستای دوستی زمینیان و آسمانیان گره خورد و بر محکم بودن این گره همین بس که تمام عاشقان به دور هم جمع گشته اند . ماچ

سارای عزیز تو آن آسمانی و ما کرات دیگر ، تولد این آسمان زمینی رو به تو و تمام دوستای بهاریت تبریک میگم . امیدوارم که ستاره های خوشبختی و خورشید عشق، تو زندگیت همیشه بدرخشند .قلبماچبغلماچقلب
تولدت مبارک دوست عزیزم هورادستدست

۱۳۸۸/۱٢/۱۸ :: ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : من و تو      

سلام بر همه دوستان

لطفا پیام های تبریک خودتون رو اینجا بذارید تا 

به عنوان پستی برای تولد سارا درج کنم

در ضمن پیشنهادهاتون رو هم بفرمائید

ممنون .

تا 24 اسفند وقت داریم 

لطفا کسی به ایشون چیزی نگه

ضمنا نیاز نیست به دوستانتون خبر بدید

فقط اونائی که دعوت دارن میان

می تونید نوشته ی ادبی یا عکس یا طرحی از کار های خودتون رو

ارسال کنید

به امید

یکی از دوستان 

درباره وبلاگ
من و تو

موضوعات
 
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed